دانلود pdf فیزیولوژی اعصاب و حواس کمیاب و عالی
در حیطه گسترده فیزیولوژی اعصاب و حواس، بررسی ساختار و عملکرد سیستم عصبی مرکزی و محیطی برای درک چگونگی تعامل ما با محیط اطراف از اهمیت ویژهای برخوردار است. این علم با واکاوی اجزای تشکیلدهنده سلولهای عصبی آغاز میشود.
پیامهای حسی از طریق مسیرهای حسی خاص به سمت مغز هدایت شده و عملکردهای مغزی متعددی را فعال میکنند. در این فرآیند، گیرندههای حسی نقش محوری دارند که بر اساس نوع محرک و نحوه درک آنها به دستههای مختلفی تقسیم میشوند.
درک محرکهای مختلف، از لمس گرفته تا دما و درد، وابسته به فعالسازی این گیرندههاست. تفاوت میان پتانسیل گیرنده و پتانسیل عمل، و همچنین مفهوم پتانسیلهای تدریجی و آستانه تحریک، اساس انتقال سیگنالهای عصبی را شکل میدهد.
ساختار و عملکرد گیرنده پاچینی (Pacinian Corpuscle)، که به ارتعاش و فشار حساس است، نمونهای بارز از تخصصگرایی گیرندههاست.

شدت محرک ورودی مستقیماً بر دامنه پتانسیل گیرنده تأثیر میگذارد و یکی از ویژگیهای مهم گیرندههای حسی، توانایی آنها در تطابق با محرکهای مداوم است تا از بارگذاری اطلاعات غیرضروری جلوگیری شود. این گیرندهها پیامهای خود را از طریق انواع فیبرهای عصبی به سیستم عصبی مرکزی منتقل میکنند.
انتقال پتانسیلهای مدرج به سیستم عصبی مرکزی، پاسخ نورونی به محرک را تعیین میکند. هر نورون یا گروهی از نورونها دارای یک میدان پذیرش (Receptive Field) مشخص است که ناحیهای از بدن یا فضا را پوشش میدهد و به محرکهای آن حساس است.
سیگنالها در مجموعههای نورونی با الگوی خاصی پردازش میشوند که شامل مناطق تخلیه و تسهیل است و چگونگی پاسخدهی به محرکها را مشخص میکند.
نوع فایل: پی دی اف – 124 صفحه
فهرست مطالب:
- فیزیولوژی اعصاب و حواس
- اجزای تشکیل دهنده سلول عصبی
- انواع نورونها
- ریخت شناسی نورونها
- نورون حرکتی و حسی
- انواع سیناپسها
- مدارهای عصبی بویایی
- مسیرهای حسی و عملکردهای مغزی
- تقسیم بندی گیرندههای حسی
- درک محرکهای مختلف
- تقسیم بندی رسپتورها بر اساس نوع محرک
- پتانسیل گیرنده و پتانسیل عمل
- پتانسیلهای تدریجی و آستانه تحریک
- ساختار و عملکرد گیرنده پاچینی
- شدت محرک و دامنه پتانسیل گیرنده
- تطابق گیرندههای حسی
- تقسیم بندی فیبرهای عصبی
- انتقال پتانسیل مدرج به سیستم عصبی مرکزی
- پاسخ نورونی به محرک
- میدان پذیرش (Receptive Field)
- سیگنالها در مجموعه های نورونی
- مناطق تخلیه و تسهیل در مجموعه نورونی
- واگرایی در مسیرهای عصبی
- همگرایی و مهار در مدارهای عصبی
- مدارهای نورونی
- مدار تشدید کننده
- فعالیت دائمی و ریتمیک مجموعههای نورونی
- تأثیر کمبود اکسیژن بر عصب فرنیک
- خستگی رفلکس خم کننده
- فیزیولوژی اعصاب و حواس
- انواع و تقسیم بندی حواس پیکری
- حواس لمسی (تماسی)
- گیرنده های حسی و انواع فیبرهای عصبی
- مسیرهای انتقال پیامهای حسی پیکری
- مسیر AL و DCML (جزئیات)
- مقایسه مسیرهای DCML و AL
- قشر حسی پیکری (Somatosensory cortex)
- بخشهای قشر حسی پیکری
- لایه های سلولی قشر حسی پیکری
- انواع سلولهای قشر حسی پیکری
- تفسیر سیگنال در مسیر DCML و تمییز دو نقطه
- مهار جانبی در مسیر DCML
- احساس ارتعاش و قضاوت شدت تحریک
- درماتوم یا میدان قطعهای
- حس درد و حرارت
- محرکها و گیرندههای درد
- مسیرهای نئواسپینوتالامیک و پالئواسپینوتالامیک
- سیستم ضد درد (Analgesia)
- میانجیهای ضد درد و سیستم افیونی مغزی
- درد ارجاعی و احشایی
- درد جداری و هایپرآلژزی
- بیماری Syringomyelia و سردرد
- انتقال پیام های حرارتی
- حس بینایی و آناتومی چشم
- محور چشم و نقطه کور
- سیستم تولید و تخلیه زلالیه چشم
- شبکیه (لایه سلولی داخل چشم)
- سلولهای واسطه شبکیه و گیرندههای نوری
- عملکرد سلولهای استوانهای و رودوپسین
- تئوری سه رنگی بینایی
- کوررنگی و ناحیه Fovea
- سلولهای شبکیه و رفلکس مردمک
- مهار جانبی و انواع سلولهای گانگلیونی
- مسیرهای بینایی (Magnocellular, Parvocellular)
- قشر بینایی اولیه و ثانویه
- ویژگیهای سلولهای قشر بینایی
- اعصاب حرکتی (نخاع)
- مراکز کنترل حرکت و رفلکسها
- سازمانبندی نخاع
- نورونهای حرکتی قدامی (آلفا و گاما)
- نورونهای واسطهای و مدارهای عصبی
- سلولهای مهاری رنشاو
- گیرندههای حسی عضله اسکلتی (دوک عضلانی)
- فیبرهای داخل دوکی و پایانههای حسی
- تارهای عضلانی داخل دوکی (کیسهای و زنجیرهای)
- پاسخ استاتیک و دینامیک دوک عضلانی
- عملکرد نورونهای حرکتی گاما
- رفلکس کششی (میوتاتیک)
- رفلکس کششی منفی
- رفلکس کششی و وتری گلژی
- اندام وتری گلژی (Golgi tendon organ)
- ماهیت مهاری رفلکس وتری
- رفلکس وتری گلژی و رفلکس خم کننده
- رفلکس راستکننده متقاطع
- سایر رفلکسهای نخاعی
- رفلکسهای پیچیده نخاعی
- اسپاسمهای عضلانی و رفلکسهای خودمختار
- خلاصه جلسه (اعصاب حرکتی نخاع)
- خلاصه مباحث اعصاب حرکتی
- نمونه سوالات
- پاسخ سوالات
- مخچه و اعمال حرکتی آن
- عملکرد مخچه (کنترل، تصحیح و یادگیری)
- تقسیمبندی آناتومیک مخچه
- تقسیمبندی عملکردی مخچه
- سیگنالهای ورودی به مخچه
- مسیرهای آوران مخچه
- سیگنالهای خروجی از مخچه
- لایه های قشر مخچه (مولکولار، پورکنژ، گرانولار)
- واحد عملکردی مخچه و سیگنال ورودی
- فیبرهای آوران مخچه (صعودی و خزهای)
- مقایسه اسپایکها و ویژگیهای فیبرهای خزهای
- تعادل تحریک و مهار در مخچه
- سیگنالهای خروجی مخچه (روشن و خاموش)
- یادگیری و تصحیح حرکت در مخچه
- عملکرد کلی مخچه در کنترل حرکت
- مخچه دهلیزی و نخاعی
- مسیرهای مخچه نخاعی
- تعدیل حرکات و کنترل حرکات پرتابی
- مخچه مغزی و زمانبندی حرکات
- اختلالات مخچه
- اختلالات حرکتی مربوط به مخچه
- هیپوتونی و عقدههای قاعدهای
- اجزای بازال گانگلیا و وظایف آن
- نقش بازال گانگلیا در برنامهریزی حرکتی
- نقش بازال گانگلیا در کنترل متفکرانه حرکت
قیمت: 75/500 تومان
این شبکههای عصبی میتوانند دارای الگوهای واگرایی باشند که یک سیگنال را به چندین مسیر منتشر میکنند، یا همگرایی و مهار که سیگنالهای متعدد را در یک مسیر ترکیب و تنظیم میکنند. مدارهای نورونی متنوعی وجود دارند، از جمله مدار تشدید کننده که میتواند فعالیت را برای مدتی طولانی حفظ کند.
فعالیت دائمی و ریتمیک مجموعههای نورونی برای عملکردهای حیاتی مانند تنفس ضروری است و حتی تأثیر کمبود اکسیژن بر عصب فرنیک یا خستگی رفلکس خمکننده میتواند اختلالات جدی ایجاد کند.
مطالب مرتبط
- دانلود pdf فیزیولوژی اعصاب و غدد در 322 صفحه
فیزیولوژی اعصاب و حواس پیکری را به دقت مورد مطالعه قرار میدهد که شامل انواع و تقسیمبندی گستردهای است، از جمله حواس لمسی یا تماسی. گیرندههای حسی و انواع فیبرهای عصبی مختلفی در انتقال این پیامها نقش دارند.
مسیرهای انتقال پیامهای حسی پیکری عمدتاً از دو مسیر اصلی عبور میکنند: مسیر قدامی-جانبی (AL) و مسیر ستون پشتی-نوار داخلی (DCML). مقایسه این دو مسیر تفاوتهای آنها در سرعت، دقت و نوع اطلاعات منتقل شده را آشکار میسازد.
پردازش نهایی این اطلاعات در قشر حسی پیکری (Somatosensory cortex) در مغز انجام میگیرد. این قشر دارای بخشهای مختلف و لایههای سلولی مشخصی است که شامل انواع سلولهای قشر حسی پیکری میشود.
تفسیر سیگنال در مسیر DCML، مانند توانایی تمییز دو نقطه نزدیک به هم، و همچنین پدیده مهار جانبی در این مسیر، به ادراک دقیق و تفکیکپذیری بالای حواس پیکری کمک میکند. احساس ارتعاش و قضاوت شدت تحریک نیز از جمله تواناییهای این سیستم است که در نواحی خاصی به نام درماتوم یا میدانهای قطعهای سازماندهی شدهاند.
حس درد و حرارت نیز از اهمیت حیاتی برخوردارند. محرکها و گیرندههای درد شامل انواع نوریسپتورها هستند که پیام خود را از طریق مسیرهای نئواسپینوتالامیک و پالئواسپینوتالامیک به مغز منتقل میکنند. بدن برای مقابله با درد، دارای یک سیستم ضد درد (Analgesia) پیچیده است که از میانجیهای ضد درد و سیستم افیونی مغزی بهره میبرد.
پدیدههایی مانند درد ارجاعی و احشایی، درد جداری و هایپرآلژزی (Hyperalgesia) جنبههای مختلفی از تجربه درد را نشان میدهند، و بیماریهایی نظیر سیرنگومیلی (Syringomyelia) میتوانند منجر به سردرد و دیگر اختلالات حسی شوند. در کنار آن، انتقال پیامهای حرارتی نیز دارای مسیرهای اختصاصی است.
در ادامه، حس بینایی و آناتومی چشم مورد مطالعه قرار میگیرد. جزئیاتی مانند محور چشم و نقطه کور، و همچنین سیستم تولید و تخلیه زلالیه چشم، برای حفظ سلامت و عملکرد مناسب چشم ضروری هستند. شبکیه، لایه سلولی داخل چشم، شامل سلولهای واسطه شبکیه و گیرندههای نوری (سلولهای استوانهای و مخروطی) است. عملکرد سلولهای استوانهای و رودوپسین در دید در شب، و نیز تئوری سه رنگی بینایی که مسئول دید رنگی است، مکانیسمهای پیچیده این حس را آشکار میسازند. اختلالاتی مانند کوررنگی و اهمیت ناحیه Fovea (مرکز دید) در بینایی با وضوح بالا بررسی میشود.
سلولهای شبکیه نه تنها مسئول دریافت نور هستند، بلکه در رفلکس مردمک و تنظیم اندازه مردمک نقش دارند. مهار جانبی در شبکیه و انواع سلولهای گانگلیونی باعث افزایش کنتراست و تفکیکپذیری تصاویر میشوند.
مسیرهای بینایی اصلی شامل مسیرهای ماگنوسلولار (Magnocellular) و پارووسلولار (Parvocellular) هستند که اطلاعات متفاوتی را به قشر بینایی اولیه و ثانویه در مغز منتقل میکنند. ویژگیهای سلولهای قشر بینایی نشاندهنده تخصصگرایی آنها در تشخیص خطوط، اشکال و حرکت است.
از بخش حسی که بگذریم، به فیزیولوژی اعصاب و حواس حرکتی نخاع میرسیم که مسئول کنترل حرکت و رفلکسهاست. سازمانبندی نخاع، با نورونهای حرکتی قدامی شامل انواع آلفا و گاما، و همچنین نورونهای واسطهای و مدارهای عصبی پیچیده، امکان هماهنگی حرکات را فراهم میکند.
سلولهای مهاری رنشاو به تنظیم فعالیت نورونهای حرکتی کمک میکنند. گیرندههای حسی عضله اسکلتی، مانند دوک عضلانی، اطلاعات مربوط به طول عضله را فراهم میسازند. فیبرهای داخل دوکی با پایانههای حسی مختلف، شامل تارهای عضلانی داخل دوکی کیسهای و زنجیرهای، در پاسخ استاتیک و دینامیک دوک عضلانی نقش دارند. عملکرد نورونهای حرکتی گاما نیز در تنظیم حساسیت دوک عضلانی حیاتی است.
رفلکسهای مختلفی در نخاع وجود دارند، از جمله رفلکس کششی (میوتاتیک) که به کشش ناگهانی عضله پاسخ میدهد و رفلکس کششی منفی. رفلکس کششی و وتری گلژی (Golgi tendon organ) اطلاعات مربوط به کشش تاندونها را ارائه میدهند.
ماهیت مهاری رفلکس وتری برای جلوگیری از آسیب عضله حیاتی است و این رفلکس با رفلکس خمکننده و رفلکس راستکننده متقاطع در هماهنگی حرکات مشارکت دارد. سایر رفلکسهای نخاعی، از جمله رفلکسهای پیچیده نخاعی، و پدیدههایی مانند اسپاسمهای عضلانی و رفلکسهای خودمختار، تنوع و پیچیدگی کنترل حرکتی را نشان میدهند.
مخچه و اعمال حرکتی آن نقش کلیدی در کنترل، تصحیح و یادگیری حرکات ایفا میکند. تقسیمبندی آناتومیک و عملکردی مخچه، درک سیگنالهای ورودی به مخچه از طریق مسیرهای آوران مخچه و سیگنالهای خروجی از مخچه را آسانتر میسازد.
لایههای قشر مخچه شامل لایههای مولکولار، پورکنژ و گرانولار، واحد عملکردی مخچه را تشکیل داده و سیگنال ورودی را پردازش میکنند. فیبرهای آوران مخچه، شامل فیبرهای صعودی و خزهای، اطلاعات را به مخچه میآورند.
مقایسه اسپایکها و ویژگیهای فیبرهای خزهای، نقش آنها را در تعدیل فعالیت نورونی روشن میسازد. تعادل تحریک و مهار در مخچه برای عملکرد دقیق آن ضروری است و سیگنالهای خروجی مخچه، چه روشن و چه خاموش، در نهایت یادگیری و تصحیح حرکت را تسهیل میکنند.
عملکرد کلی مخچه در کنترل حرکت، از جمله نقش مخچه دهلیزی و نخاعی و مسیرهای مخچه نخاعی در تعدیل حرکات و کنترل حرکات پرتابی، و همچنین نقش مخچه مغزی در زمانبندی حرکات، همگی به هماهنگی و دقت حرکت کمک میکنند. اختلالات مخچه منجر به اختلالات حرکتی مشخصی نظیر هیپوتونی میشود.
در نهایت، عقدههای قاعدهای (Basal Ganglia) به عنوان یکی از مراکز مهم کنترل حرکت، با اجزا و وظایف مشخص خود در برنامهریزی حرکتی و کنترل متفکرانه حرکت نقش حیاتی دارند. این ساختارهای عمیق مغزی نه تنها در شروع و خاتمه حرکات، بلکه در انتخاب حرکات مناسب و سرکوب حرکات ناخواسته نیز موثر هستند و بدین ترتیب، یکپارچگی و روانی حرکات را تضمین میکنند.