دانلود pdf مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک کمیاب و عالی
مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک، در دنیای پیچیده و پویای امروز، ستون فقرات موفقیت و پایداری هر سازمان به شمار میرود. این حوزه حیاتی، با هدف هدایت سازمان به سوی آیندهای مطلوب و مواجهه با چالشهای پیش رو، از اهمیت ویژهای برخوردار است و در حقیقت، نقطه شروع هر حرکت رو به رشد و توسعهای در یک بنگاه محسوب میشود.
استراتژی، که معادل فارسی آن راهبرد نیز به کار میرود، جوهره برنامهریزیهای بلندمدت است و به معنای تدوین و اجرای طرحهایی است که مزیت رقابتی پایدار برای سازمان ایجاد میکند. مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک نیز خود به معنای فرایند سیستماتیک تصمیمگیری در مورد اهداف آینده، چگونگی دستیابی به آنها و تخصیص منابع لازم برای تحقق آنهاست.
این برنامهریزی در سطوح مختلف سازمان، از سطح کلان تا واحدهای عملیاتی، انجام میشود و انواع تصمیمات استراتژیک در سطح بنگاه را شامل میگردد. در این مسیر، توجه به چند نکته کلیدی ضروری است که شامل درک عمیق از واژههای کلیدی حوزه استراتژی میشود؛
مفاهیمی چون رسالت یا مأموریت (Mission) که هدف وجودی سازمان را بیان میکند، چشمانداز (Vision) که آینده مطلوب را ترسیم مینماید، ارزشها (Values) که اصول راهبردی سازمان هستند، اهداف (Objectives/Goals) که مقاصد کمی و کیفی سازمان را مشخص میکنند، عوامل حیاتی موفقیت (Critical Success Factors) که شاخصهای مهم برای رسیدن به اهداف هستند و سیاستها (Policies) که راهنمای تصمیمگیری در سازمان محسوب میشوند.

نقش مدیر موفق در این میان غیرقابل انکار است. مدیر موفق کسی است که نه تنها این مفاهیم را درک میکند، بلکه قادر به پیادهسازی آنها در عمل نیز هست. سه فعالیت عمده مدیر موفق شامل برنامهریزی، سازماندهی و کنترل میشود و او باید دارای ویژگیهایی نظیر تفکر سیستمی، توانایی رهبری و قدرت تصمیمگیری باشد.
آموزههایی از رفتار مدیران موفق نیز نشان میدهد که آنها همواره به دنبال فرصتها و نوآوری هستند و از رویارویی با چالشها هراسی ندارند. برای درک بهتر مبانی برنامهریزی استراتژیک، مروری بر سیر تاریخی برنامهریزی نشان میدهد که این حوزه دستخوش تحولات بسیاری شده و دیدگاههای مختلفی پیرامون برنامهریزی راهبردی شکل گرفته است.
دیدگاههای توصیفگرایان بر این باورند که برنامه استراتژیک نتیجه تدبیر استراتژیستها و تعاملات آنها در سازمان است. آنها به این پرسشها پاسخ میدهند که استراتژیست اصلی در سازمان کیست و تفکر استراتژیک چیست؟
تفکر استراتژیک به معنای توانایی دیدن آینده، درک روابط علت و معلولی و اتخاذ رویکردهای نوآورانه است، اما یک استراتژیست همواره با مخاطراتی نظیر عدم قطعیت محیطی و مقاومت در برابر تغییر روبروست. در مقابل، دیدگاههای تجویزگرایان، بر روشهای مدون و چارچوبهای تحلیلی برای تدوین استراتژی تأکید دارند.
نوع فایل: pdf – 160 صفحه
فهرست مطالب:
- مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک
- مدیریت استراتژیک چیست؟
- فرایند مدیریت استراتژیک
- تدوین استراتژی
- اجرای استراتژی
- ارزیابی استراتژی
- استراتژی چیست؟
- راهبرد یا استراتژی
- برنامهریزی استراتژیک چیست؟
- سطوح برنامهریزی استراتژیک
- انواع تصمیمات استراتژیک (در سطح بنگاه)
- واژههای کلیدی
- رسالت یا مأموریت (Mission)
- چشمانداز (Vision)
- ارزشها (Values)
- اهداف (Objectives/Goals)
- عوامل حیاتی موفقیت (Critical Success Factors)
- سیاستها (Policies)
- مدیر موفق چه کسی است؟
- سه فعالیت عمده مدیر موفق
- ویژگیهای مدیر موفق
- آموزههایی از رفتار مدیران موفق
- مروری بر سیر تاریخی برنامهریزی
- دیدگاههای برنامهریزی راهبردی
- دیدگاههای توصیفگرایان
- برنامه استراتژیک نتیجه تدبیر استراتژیستها
- استراتژیست اصلی در سازمان کیست؟
- استراتژیست کیست؟
- مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک
- مخاطرات یک استراتژیست
- دیدگاههای تجویزگرایان
- روشهای تجویزگرایان در تدوین استراتژی
قیمت: 99/500 تومان
پشتیبانی : 09307490566
روشهای تجویزگرایان در تدوین استراتژی شامل استفاده از ابزارهایی مانند ماتریس تحلیل عوامل درونی و بیرونی (TOWS) میشود که تهدیدات، فرصتها، نقاط قوت و نقاط ضعف سازمان را مورد بررسی قرار میدهد.
ماتریس ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک (SPACE) نیز یکی دیگر از این ابزارهاست که با ارزیابی توان مالی (FS)، توان صنعت (IS)، ثبات محیط (ES) و مزیت رقابتی (CA)، وضعیت استراتژیک سازمان را مشخص میکند و از طریق محاسبات و نمودارها، راهبردهای مناسب را پیشنهاد میدهد.
مطالب مرتبط
- دانلود pdf فرآیند مدیریت استراتژیک در 67 صفحه
ماتریس گروه مشاوران بوستون (BCG) ابزاری دیگر برای تحلیل سبد محصولات یا واحدهای کسب و کار یک شرکت است که آنها را به چهار دسته علامت پرسش (Question Marks)، ستاره (Stars)، گاو شیرده (Cash Cows) و سگ (Dogs) تقسیم میکند.
این ماتریس کمک میکند تا منابع به بهترین شکل تخصیص یابند، مانند تحلیل وضعیت شرکت آراپوش بر اساس BCG که میتواند تصویری روشن از موقعیت رقابتی آن ارائه دهد. علاوه بر این، ماتریس داخلی و خارجی (IE) و ماتریس استراتژی اصلی (Grand Strategy Matrix) نیز ابزارهای قدرتمندی برای تدوین استراتژی به شمار میآیند و روش نیروهای رقابتی پورتر به سازمانها کمک میکند تا ساختار صنعت و شدت رقابت را درک کنند.
مراحل اجرای برنامهریزی استراتژیک شامل یک الگوی جامع برنامهریزی استراتژیک و مراحل عمومی مشخصی است که به نتایج قابل حصول منجر میشود. مرحله اول، شناخت وضعیت موجود یا تحلیل موقعیت (Situation Analysis) است.
این مرحله با شناسایی وضعیت موجود محیط سازمان و جمعآوری اطلاعات محیطی از طریق روشهای مختلف و پیشبینی عوامل محیطی آغاز میشود. عوامل مؤثر در نتیجهگیری و تشخیص تحولات محیطی با استفاده از ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) مورد بررسی قرار میگیرد.
در ادامه، وضعیت موجود داخل سازمان نیز از طریق ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و ماتریس بررسی رقابت (CPM) تحلیل میشود. در این بخش، پنج نیروی رقابتی مؤثر بر استراتژی سازمانها و روش پنج نیروی رقابتی پورتر و همچنین الگوی زنجیره استراتژیک داراییها به درک عمیقتر محیط رقابتی کمک میکنند.
مرحله دوم، تبیین وضعیت مطلوب یا تعریف وضعیت مطلوب (Desired State Definition) است که در آن بیانیههای مأموریت و چشمانداز سازمان تدوین میشوند؛ برای مثال، میتوان به نمونه بیانیه مأموریت و چشمانداز شرکت خدمات ارج اشاره کرد که اجزای تشکیلدهنده مأموریت و ویژگیهای ارزشها و باورها را به وضوح نشان میدهد، مانند تعدادی از ارزشها و باورها در شرکت نیروترانس.
در مرحله سوم، استخراج اهداف (Objectives Extraction) انجام میشود که شامل دستهبندی اهداف و تعیین ویژگیهای آنهاست و نمونه اهداف (شرکت خدمات ارج) را میتوان الگو قرار داد. مرحله چهارم، استخراج استراتژیها (Strategies Extraction) است که با استفاده از چارچوب تحلیلی برای تدوین استراتژی و ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی (QSPM) صورت میگیرد.
مرحله پنجم، تعیین عوامل حیاتی موفقیت و شاخصهای کارآمدی (Critical Success Factors & Performance Indicators) است که نشان میدهد سازمان برای دستیابی به اهدافش بر چه مواردی باید تمرکز کند. مرحله ششم، تعمیق برنامه استراتژیک با الگوریتم برنامهریزی راهبردی سلسلهمراتبی (HSP) است که به روش برنامهریزی راهبردی سلسلهمراتبی و سلسله مراتب اهداف و راهبردها میپردازد.
تفاوتهای تدوین استراتژی و اجرای استراتژی نیز در این مرحله برجسته میشود که شامل تعیین اهداف سالانه، استخراج سیاستها و تخصیص منابع است. روش ارزیابی متوازن (Balanced Scorecard) نیز برای اندازهگیری عملکرد سازمان در چهار بعد مالی، مشتری، فرایندهای داخلی و رشد و یادگیری به کار میرود که رابطه علت و معلولی در ارزیابی متوازن و ارتباط آن با چشمانداز استراتژیک را مشخص میکند.
با این حال، موانع اساسی در سر راه پیادهسازی استراتژی وجود دارد که میتواند شامل مقاومت کارکنان، عدم تخصیص منابع کافی و عدم تعهد مدیران باشد. برای غلبه بر این موانع، اصول سازمان استراتژیمحور باید رعایت شود که بر هماهنگی و همسویی تمامی بخشها با استراتژی تأکید دارد. استراتژی و تعالی سازمان ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و مدلهای سرآمدی کسب و کار، مانند مدل تعالی سازمان اروپایی (EFQM)، چارچوبی برای دستیابی به تعالی فراهم میآورند.
مفاهیم بنیادین سرآمدی در مدل EFQM و معیارهای آن، از جمله رهبری، استراتژی، کارکنان، شراکتها و منابع، فرایندها، نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه و نتایج کلیدی عملکرد، با تخصیص درصدهایی به هر یک، سازمان را در مسیر بهبود مستمر یاری میدهند.
معیارهای EFQM در رهبری و زیرمعیارهای آن، و همچنین معیارهای EFQM در استراتژی و زیرمعیارهای آن، نشاندهنده اهمیت این دو بعد حیاتی در دستیابی به سرآمدی هستند. در نهایت، معیارهای مرتبط با رهبری (در مدل EFQM) و معیارهای مرتبط با استراتژی (در مدل EFQM)، چارچوبی دقیق برای ارزیابی و بهبود عملکرد سازمان در این زمینهها ارائه میدهند.